لابه لای احساسات

خرید بک لینک
باید این رابطه را قطع کنم. احتمالا جزو همان هایی می شوم که برایش نوشته های عاشقانه می نویسند و بخاطر رفتنش عزا می گیرند. اما این مهم نیست چون در روابط نباید شرمگین گشت. اگر دوستش نداری، شرایطش را نمی پذیری، آینده ی مناسبی نمی بینی، نباید شرمسار شوی که احساساتش خدشه دار می شود مخصوصا وقتی که جوان است و راه طولانی ای در پیش دارد.

جایی از اول تعریف نکردم، اینجا هم اینکار را نخواهم کرد به دلایلی که شاید بعدها بازگو کنم. حالم از این بهم میخورد که همیشه باید موصوعی برای نگفتن باشد. در کامنت دانی وبلاگ موقتی نوشتم او کسی است که دوستش میدارم اما این درست نیست؛ من مرز بین حقیقت و دروغ را نفهمیده ام و در لبه ی پرتگاه، جایی که تمام سوالها پاسخ های مبهمی دارند، قدم برمیدارم. نمیفهمم و این لحظه ی نفهمیدن را درک نمیکنم. نه راه پس ندارم و نه راه پیش.

با این حال زندگی همه اش همین است؛ تصمیمی در لحطه گفته می شود و اتفاقی را در آینده رقم می زند. بی هدف. بی خیال. بی قانون.

از آرزوهایم نمی گذرم؛ اگر این کار را انجام دهم، عمری حسرت میخورم.

خ...

ما را در سایت خ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 7:43

صفحه بندی